آدرس: تهران- خيابان كريمخان- خيابان ايرانشهر- سپند شرقي- كوچه خوارزمي- پلاك 2- طبقه 4- دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران. تلفن: 1 7 3 3 1 8 8 8 فكس: 2 9 1 0 3 8 8 ايميل: i n f o @ i r h i s t o r y .c o m
شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳
  
      
 
 جستجو  
 عضویت در خبرنامه  - لغو
  
 
     يادداشتها و مقالات:  
 
 
يكي از نزديكان جاسبي در مجلس مانع تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد مي‌شد
  تاريخ: چهارشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۸۸
نام نویسنده:
 
    زاكاني در جلسه رسيدگي به شكايت جاسبي از سليمي‌نمين:
يكي از نزديكان جاسبي در مجلس مانع تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد مي‌شد
خبرگزاري فارس: عليرضا زاكاني رئيس هيئت تحقيق و تفحص از مراكز آموزش عالي كشور در مجلس هفتم با حضور در دومين جلسه دادگاه رسيدگي به شكايت جاسبي از سليمي‌نمين توضيحاتي از كارشكني‌هاي دانشگاه آزاد و برخي مسئولان پيش‌روي اين هيأت ارائه كرد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، عليرضا زاكاني نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و رئيس هيأت تحقيق و تفحص از آموزش عالي كشور در مجلس هفتم، ظهر امروز كه به عنوان شاهد سليمي‌نمين در دومين جلسه دادگاه رسيدگي به شكايت عبدالله جاسبي از عباس سليمي‌نمين ‌حاضر شده بود، در سخناني با اشاره به برخي مانع‌تراشي‌هاي دانشگاه آزاد پيش روي هيأت تحقيق و تفحص مجلس هفتم، گفت: در انتهاي سال 83 درخواست تحقيق و تفحص از مراكز آموزش عالي كشور را ارائه كرديم كه هم در كميسيون آموزش و هم در صحن علني مجلس با رأي بسيار زيادي تصويب شد و احكام آن نيز در ارديبهشت سال 84 صادر شد و تعداد 13 نفر از نمايندگان متصدي تحقيق و تفحص از اين مراكز آموزش عالي شدند و بنده نيز با تصويب هيئت رئيسه به عنوان رئيس اين هيئت انتخاب شدم. وي افزود: به علت نزديكي به ايام انتخابات رياست جمهوري نهم و جلوگيري از سياسي شدن اين تحقيق و تفحص، كار را مسكوت گذاشتيم لذا بعد از انتخابات شروع به تحقيق و تفحص از مراكز آموزش عالي كرديم كه به اذعان همه كارشناسان، در طول تاريخ مجلس بزرگترين تحقيق و تفحص است. اين نماينده مجلس با بيان اينكه در مرداد ماه آن سال به دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كه قريب 1570 مورد بود نامه‌ نگاري كرديم، اضافه كرد: دانشگاه آزاد از جمله اين مراكز بود كه بنده با آقاي جاسبي نامه‌نگاري كردم و چندين نوبت ايشان پاسخ داد كه اساسا تحقيق و تفحص شامل حال دانشگاه آزاد نمي‌شود و اگر شامل شود بايد به ساير مراكز خصوصي هم مراجعه شود. زاكاني با اشاره به طول كشيدن 3ماهه مراحل مقدماتي تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد يادآور شد: در اين سه ماه دانشگاه آزاد به انواع مختلف از تحقيق و تفحص ما جلوگيري كرد، از جمله اين موارد تحريك نمايندگان مجلس براي جلوگيري از ادامه تحقيق و تفحص بود و آخرين اقدام آنها نيز اقدام رئيس كميسيون آموزش مجلس بود كه در صحنه علني مجلس اعلام كرد كه جلوي اين تحقيق و تفحص را مي‌گيرد. وي با بيان اينكه عباسپور كه رئيس كميسيون آموزش است برادر خانم جاسبي است و چند مسئوليت در دانشگاه آزاد دارد، تاكيد كرد: با جواب‌هاي حقوقي كه به رئيس كميسيون آموزش داديم ايشان نتوانست مانع تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد شود، بعد از اين قضيه نامه نوشتم و اعلام كردم كه اگر راه براي تحقيق و تفحص باز نشود؛ ما برخورد مي‌كنيم و چون من رئيس هيئت بودم و اختياراتي هم از سوي مجلس به من داده شده بود نامه‌اي در اين زمينه به آقاي جاسبي نوشتم و با صحبت‌هايي كه عباسپور با رئيس دانشگاه آزاد انجام داد بناي يك جلسه گذاشته شد و قرار شد كه در آن جلسه در خصوص چگونگي شروع تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد صحبت‌ شود. زاكاني با بيان اينكه پس از آن جلسه ما تحقيق و تفحص از دانشگاه آزاد را شروع كرديم، افزود: در اين زمان نيز با موانع متعددي از جمله اتهامات سناريوسازان نسبت به كارشناسان هيئت تحقيق و تفحص مواجه شديم و از طرف ديگر درخواست‌هاي ما از دانشگاه آزاد با نامه‌هاي سربالا و كلي مديران اين دانشگاه مواجه مي‌شد و همچنين اين دانشگاه اجازه ورود كارشناسان ما را به دانشگاه‌ها نمي‌داد. اين نماينده مجلس در ادامه گفت: با 230 واحد دانشگاه آزاد نامه‌نگاري كرديم كه اسناد خود را براي ما بفرستند اما اشكالي هم در اين زمينه پيش آمد كه برخي از واحدها از همان ابتدا مدارك و اسناد خود را به سازمان مركزي مي‌فرستادند و سازمان مركزي نيز با حذف برخي افراد و تنظيم دلخواه اسناد ديگر آنها را به ما ارائه مي‌كرد كه به اين صورت برخي از افراد از ديد ما مخفي ماند، بعد از اين جريان كار به اين سمت مي‌رفت كه اساسا دانشگاه آزاد مانع تحقيق و تفحص بود اما آقاي حداد عادل پادرمياني كرد و جلسات ديگري با مسئولان دانشگاه آزاد گذاشتيم و پس از آن مكررا مراوده شفاهي و كتبي داشتيم اما دانشگاه آزاد همكاري لازم را انجام نداد و مديران ما را به هم پاسكاري مي‌كردند الا در مواردي كه اسناد از طريق دانشگاه‌ها براي سازمان مركزي مي‌آمد و پس از دستكاري شدن و مخدوش شدن به ما اعلام مي‌شد. زاكاني همچنين اظهار داشت: در اين زمان به نوعي كار به جايي رسيد كه در اسفند يا فروردين‌ماه نامه زدم و اعلام كردم كه كار سخت شده است و اساسا قابل ادامه نيست زيرا دانشگاه آزاد به تعهدات خود در اين زمينه عمل نكرد، پس از آن نيز اعضاي هيئت تحقيق و تفحص به صورت حضوري و با اعلام قبلي به دانشگاه‌ها مراجعه كردند كه متاسفانه در اين زمينه نيز دانشگاه آزاد مشكلاتي پيش روي ما ايجاد كرد كه در نهايت به جمع‌بندي رسيديم كه كار خود را با دانشگاه‌ ‌آزاد قطع كنيم و اين در هيئت تحقيق و تفحص مصوب شد و به دانشگاه آزاد هم اعلام كرديم كه به دليل عدم همكاري شما قادر به ادامه تحقيق و تفحص نيستيم. وي در خصوص كارشكني‌هاي دانشگاه آزاد گفت: در طول اين مدت، دانشگاه آزاد به انواع مختلف كارشكني مي‌كرد به طور مثال برخي از دانشجويان را براي مصاحبه با كارشناسان هيئت مي‌فرستاد كه آنها پس از مصاحبه به حراست دانشگاه گزارش‌هاي غلط ارائه مي‌كردند و مي‌گفتند كه كارشناسان هيئت تحقيق و تفحص حرف‌هايي عليه دانشگاه ازاد و ارتباط آن با سران نظام زده‌اند. در اين زمينه آقاي جاسبي نامه‌اي به آقاي هاشمي رفسنجاني نوشت و آقاي هاشمي نيز به رئيس مجلس نامه نوشتند و در نهايت فهميديم كه اين اظهارات كه عليه ما مطرح شده بود؛ صحبت‌هاي همان دانشجويي بود كه با كارشناسان ما مصاحبه كرده بود و اين دانشجو كسي بود كه به عنوان جعل امضاي آقاي جاسبي محكوم شده بود.

 
     
 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

۰۷/۰۶/۱۳۸۸
-> مقامها هر چقدر بزرگ و طولاني باشند بالاخره دير يا زود افول خواهند كرد و آنچه باقي مي ماند يا كارنامه اي درخشان براي لبخندهاي شيرين در محضر الهي است و يا عاملي براي ناله هاي جگرسوز در يوم الحسره و نعره هاي در اعماق دوزخ . مسلما كارنامه باقي مانده از دوران مديريت ديرپاي دانشگاه آزاد اروميه موجب شرمندگي استانداران وقت، نمايندگان اروميه در مجلس شوراي اسلامي ، ريش سفيدان و روحانيون بزرگ شهر ، مسئولين كشوري دانشگاه آزاد، آنانكه با اين جريان همراهند و همه آنانكه مي بينند و دم برنمي آورند خواهد شد.
دانشگاه آزاد اروميه نخستين واحد دانشگاه آزاد در استان آذربايجان غربي و يكي از نخستين واحدهاي اين دانشگاه در سطح كشور است. آنچه كه در ادامه مي آيد بخش نخست از واقعيات اسف باري است كه بر اين واحد دانشگاهي گذشته و ميگذرد. ممكن است كساني كه اين مطلب را ميخوانند به عنوان يك نوشته بدون شناسه اهميت لازم را ندهند اما ، همه ما نويسندگان اين نامه از اعضاي هيات علمي و كاركنان دانشگاه آزاد هستيم ولي هيچكدام به اسناد و مدارك دسترسي نداريم بنابراين به وقايعي كه اتفاق افتاده اشاره كرديم ولي مدتي است در پي جمع آوري اسناد بوده و در ياددادشت بعدي هم خود را معرفي خواهيم كرد و هم آنچه از اسناد و مدارك را كه توانسته ايم ارائه خواهيم داد. گرچه همه چيز روشن است و‌ آنچه ادعا شده قابل انكار نيست.
حيف و ميل اموال و دارائيها:
واحد اروميه را با واحدهاي هم سن و سال مقايسه كنيد. اگر با واحدهاي مراكز استاني مقايسه كنيم از هر نظر در قعر جدول واقع شده است. واحدهاي مراكز استانهاي همجوار همگي بعد از اروميه تاسيس شده اند. اختلاف فاحش اين واحدها از نظر فضاي آموزشي ، مقاطع تحصيلي ، فضاهاي دانشجويي و غيره نشان دهنده عمق مديريت و تدبير در واحد اروميه بوده و هست !
- واحد اروميه در تمامي فاكتورها رتبه آخر را بين تمامي واحدهاي همسن دارد .
- واحد اروميه رتبه آخر را در بين واحدهاي مركز استان داراست.
واحد اروميه در بين واحدهاي استان آذربايجان غربي نيز بعد از واحدهاي مهاباد و خوي قرار گرفته و اين در حاليست كه واحد اروميه از نظر قدمت ، موقعيت جغرافيايي و جمعيتي ، درآمد و غيره به مراتب استعدادهاي بالاتري داشته است.
واحد مهاباد به عنوان بزرگترين واحد استان آذربايجان غربي، توسط خود خدابخش به عنوان رئيس منطقه در خرداد 87 اعلام شد و گروهي از نمايندگان اهل سنت نيز از اين رتبه با ارسال نامه هاي تبريك استقبال نمودند . كه نامه هاي مربوطه در سايت دانشگاه مهاباد موجود است .
متاسفانه نوع توسعه دانشگاه آزاد واحد اروميه نيز با مشكلات و سوء مديريتهايي همراه بوده كه فضاهاي موجود را بي ارزش نموده و اين فضاها فقط به درد ارائه در آمارها و گزارش كارها مي خورد و از نظر دانشگاهي چندان حائز اهميت نيستند . دلايل اين ادعا به شرح زيرند:
مجموعه سما: آنچه در خيابان فارابي اروميه به عنوان مركز سما ساخته شده از هر منظري كه مورد بررسي قرار گيرد، نقطه اوج سوء مديريت مالي و حيف و ميل نقدينگي دانشگاه بود.
شرايط مكاني : سما در يك منطقه مسكوني با ورودي از يك خيابان بيست متري پرشيب واقع شده است. از نظر دسترسي، كمترين توجيهي براي ايجاد يك مركز آموزشي دانشگاهي نداشته و ندارد. زمين اين مجموعه متعلق به آموزش و پرورش بوده صرفا جهت احداث مدارس سما در اختيار دانشگاه قرار گرفت. تمام توان دانشگاه در بهترين شرايط مالي صرف احداث اين مجموعه شد. متاسفانه مسئولين آموزش و پرورش وديگر مسئولين استان مسئله را چندان جدي نگرفتند و خدابخش با تعيين اسدالله تابع به سمت معاونت اداري و مالي دانشگاه كه قبلا مديركل آموزش و پرورش بود و با استفاده از ارتباطات مشاراليه مسئله را موقتا پشت سر گذاشت. اما زماني كه دانشكده هاي علوم انساني و فني مهندسي به سما منتقل شد، مشكلات عديده رخ نمود . مشكلات رفت و آمد دانشجويان و پرسنل بخصوص در فصل زمستان ، سروصداي ناشي از نزديكي كلاسها به خيابان، فضاي ناچيز نسبت به تعداد دانشجويان و برخوردهاي فيزيكي ناشي از كمبود اين فضا و اختلاط دانشجويان دختر و پسر، عدم توجه به پيشرفتهاي تكنولوژي آموزشي در ساخت كلاسها و دهها مورد ديگر، اشتباه بزرگ صرف هزينه در محل سما را مبرهن ساخت. زمان زيادي براي فهميدن اين اشتباه طول نكشيد. هنگامي كه تمامي دانشگاهها در يك سياست صحيح و حساب شده و برحسب نياز علمي واقعي به سمت خارج از شهر متمايل شده بودند و ساخت شهركهاي دانشگاهي رواج پيدا كرده بود، واحد اروميه سرمايه هاي خود را در سما دفن نمود.
سرنوشت سما چه خواهد شد؟
افزايش پذيرش دانشجو در مراكز دولتي و تمايل بيشتر داوطلبان و والدين آنها به تحصيل در اين مراكز و بالا بودن شهريه دانشگاه آزاد نسبت به آنها چند سالي است كه در برخي رشته ها، دانشگاه آزاد را با كمبود داوطلب مواجه كرده است. بديهي است بتدريج رقابت شيريني در كشور ايجاد خواهد شد تا كيفيت علمي دانشگاهها در انتخاب داوطلبان ملاك قرار گيرد. سما در شرايطي نيست كه بتواند به عنوان دانشگاه قابل قبول باشد و حداكثر در سطح يك آموزشگاه متوسطه ظرفيت دارد. اما محل آن به نحوي است كه به عنوان آموزشگاه غير انتفاعي نيز با كمترين داوطلب روبروست . يكي از ساختمانهاي احداث شده در سما به عنوان مدرسه استفاده مي شود اما تا كنون حتي نتوانسته است با نصف ظرفيت خود دانش آموز جذب كند. تصور كنيد زماني را كه همه مجموعه تبديل به آموزشگاه شود. البته مديريت دانشگاه همين تصميم را دارد .
دانشگاه آزاد از نظر اقبال عمومي يك سير نزولي طي كرده است. با گسترش مراكز آموزش عالي دولتي، استفاده كاملا بيمورد دانشگاه آزاد از كلمه اسلامي، شهريه هاي كلان دريافتي ، بحران اخلاقي ناشي از بي توجهي مديران به برخوردهاي دختران و پسران دانشجو در محيط محدود و مسائلي از اين قبيل اين سير نزولي را سرعت بخشيده است. شرايط امروز دانشگاه آزاد به نحوي است كه سال صرفه جويي اعلام كرده اند. به عبارت بهتر دوران طلايي دانشگاه سپري شده است.
رياست مطلق العنان و مادام العمر واحد اروميه همانگونه كه ذكر آن گذشت، توان مالي دانشگاه را در دوران طلايي ، با احداث سما به هدر داد. او خيلي دير به فكر ايجاد مجتمع دانشگاهي افتاد و متاسفانه اشتباهات عجيب تر در ساخت اين مجموعه دل هر دلسوزي را به در مي آورد .
مجموعه جاده سلماس :
وسعت زمين خريداري شده براي اين مجتمع تقريبا يك چهارم مجتمع دانشگاهي واحد تبريز است كه دو سال بعد از واحد اروميه تاسيس شده و پانزده سال پيش به بهرده برداري رسيده است. هجده هكتار از باغات مسير جاده سلماس خريداري و به تدريج تخريب و تبديل به ساختمانهاي آموزشي مي شوند. معلوم نيست سازمان جهاد كشاورزي عليرغم منع قانوني در اين مورد چرا سكوت كرده است .البته به دليل وضعيت بحراني دانشگاه به اين زودي نخواهيم توانست از اين مجموعه بهره برداري كنيم. نكات زير قابل ذكر است:
خوابگاهها:
حدود دو سال است كه در مجموعه سلماس، خوابگاهها ساخته شده اند و براي جلوگيري از يخ زدگي لوله ها سيستمهاي گرمايشي در زمستان روشن هستند. اين خوابگاهها حتي به وسائل داخلي نيز تجهيز شده اند. اما حتي يك نفر دانشجو در آنها سكونت ندارد. دليل اين امر بسيار خنده دار و نشان دهنده اوج ناداني سازندگان آن و حيف و ميل توان مالي دانشگاه است. خوابگاهها قبل از مسيرهاي دسترسي و فضاهاي دانشجويي ساخته شده اند و تا زماني كه مراكز مذكور ساخته شده و به اندازه كافي تردد و امنيت داشته باشند، مطلقا امكان سكونت در اين خوابگاهها وجود نخواهد داشت. اين امر هم به اين زودي محقق نخواهد شد. و تا آن زمان ساختمانها بايد خالي بمانند. حال تصور كنيد كه خالي ماندن اين خوابگاهها با هزينه گزافي كه صرف ساخت آنها شده تا چه اندازه عمق دور انديشي و امانتداري در حق الناس را توسط مديريت دانشگاه نشان ميدهد.
مسجد:
خدابخش تا كنون هفتصد ميليون تومان براي ساخت مسجدي بزرگ در مجموعه جاده سلماس هزينه كرده است. ساليان متمادي است كه نمازخانه كوچك مجموعه سما داير مي باشد و كوچكترين اقدامي براي پركردن آن با برنامه هاي ديني نميشود . كمترين استفاده اين نمازخانه براي عبادت است. آنگاه ناگهان چنين مبلغ سنگيني براي ساختن مسجد هزينه ميشود. اين مسجد به اين زودي آماده بهره برداري نخواهد شد و زماني كه آماده شد همانند خوابگاه قابل استفاده نخواهد بود. هنگامي كه خدابخش هزينه هفتصد ميليون توماني مسجد را با آب و تاب فراوان و در اثبات تشرع خود براي آقاي حسني امام جمعه اروميه تعريف ميكرد، شايد مناسب ترين پاسخ را از ايشان دريافت كرده باشد كه گفت" بهتر بود يك نمازخانه كوچك مي ساختيد ولي مي توانستيد آن را پر كنيد" خدابخش در حال ساختن مسجدي است كه در شلوغترين ساعات هم يك دهم‌ آن پرنخواهد شد. البته هزينه ساخت اين مسجد از همان شهريه هاي زبان بسته ايست كه والدين دانشجويان و يا خود آنها با هزار مصيبت فراهم كرده اند.
گرچه مجموعه جاده سلماس هنوز كلي كار دارد تا به يك نيمچه مجتمع دانشگاهي تبديل شود اما خدابخش چنان ذوق زده است كه هر از چند گاهي مبالغي هزينه ميكند و با برپايي ضيافتها و برنامه ها، مسئولين مرتبط و غير مرتبط را براي بازديد از آن دعوت ميكند. تاكنون از پرسنل و فرماندهي نيروي انتظامي گرفته تا كاركنان و مديران اداره كل تربيت بدني، از فرماندهان نيروهاي مختلف سپاه گرفته تا روحانيون شهر، از استانداري گرفته تا نمايندگان مجلس، از قضات گرفته تا بازاريان، از شهرداران گرفته تا فرمانداري و صدا وسيما، خلاصه امروز به جز دانشجويان و اعضاي خانواده دانشگاه آزاد كمتر قشري از مسئولين باقي است كه از ضيافات بهره مند نشده باشد.
سالن ورزشي :
اين سالن اگر چه فاقد استانداردهاي لازم براي يك مجموعه ورزشي است و به زودي شاهد صرف هزينه سنگين براي اصلاح آن خواهيم بود، اما تاحدودي بهره برداري مي شود. يكي از صحنه هاي جالب اين سالن تاكيد خدابخش براي تبديل آن به نمايشگاهي از تصاوير باكري و تصاويري از اين قبيل است. البته چندان هم بيراه نيست چونكه خدابخش به عنوان بسيجي نمونه انتخاب شد. زماني كه باكري در دوران دانشجويي مقدمات مبارزه با رژيم طاغوت را از لبنان تا ايران پي ريزي مي نمود، موهاي هيپي خدابخش زبانزد دانشجويان شده بود. زماني كه باكريها سنگر به سنگر تير و تركش ميخوردند و در كنار دستها ، بدنها و سرهاي پاره پاره آواي شهادت سرميدادند، خدابخش با بورس و هزينه كشور در دامان ا ستعمار پير خوابيده بود و زماني كه بلم باكري گلوله باران شد، تازه مصلحت ايجاب ميكرد كه خدابش محاسن نيكوي خود را بلند كند. كسي كه در تمام هشت سال دفاع مقدس حتي ثانيه اي در ميدان نبرد حضور نيافت و با ريالي كمك مالي در اين حماسه شگرف مشاركت نكرد، با اين كارنامه درخشان در دانشگاه‌ آزاد، امروز بسيجي نمونه انتخاب مي شود. اين در حاليست كه در بين اعضاي هيات علمي و كاركنان دانشگاه كساني حضور دارند كه ماهها بلكه سالها در جنگ حضور مستقيم داشتند و تيرو تركشهايي نيز از آن دوران هنوز به يادگار دارند. هم كسانيكه در اين انتخاب دخيل بودند و هم خود وي كه با زمينه سازي و پذيرش اين عنوان نامربوط، چهره بسيج را مخدوش كرد، بدون شك بايد منتظر عذاب دنيوي و اخروي باشند. كسي مدعي نيست كه رياست دانشگاه حتما بايد سابقه جنگي داشته باشد ، اما همه از جنگي شدن بعد از جنگ با وجود فرار در هنگام جنگ متنفرند. بهره مند شدن از مزاياي بعد از جنگ بدون حضور در جنگ هم خود نوعي نفاق است.
دانشجويان در حساس ترين سنين وارد دانشگاه مي شوند و دختران پسران بي گناه كم كم در نتيجه اختلاط بي رويه دانشجويي به سمت مسائلي غير از تحصيل علم هدايت مي شوند . پسران و دختران ساعتها وقت خود را صرف آرايش و استفاده از پوشش هاي نامناسب مي كنند تا در نمايشگاه آزاد از اسلام خود را به نمايش بگذراند. آنگاه بودجه هاي دانشگاه صرف ساختن مسجد نمايشي مي شود. زمان عمق اين خطاي بزرگ را مشخص خواهد كرد.
حوزه مديريت : رياست مطلقه دانشگاه : از ابتداي تاسيس دانشگاه خدابخش رياست آن را به عهده داشته و دارد . او خود يكي از اعضاي هيات علمي نيمه وقت دانشگاه آزاد است. او با چند شيوه اين مديريت را حفظ كرده و ميكند چرا كه از منافع ان هميشه برخوردار بوده است . يقينا اگر اين تدابير را براي اعتلاي دانشگاه به كار ميبرد امروز عظيم ترين واحد دانشگاهي آزاد كشور را در اروميه داشتيم. اما او با به كارگيري شيوه هاي اينگليسي زير توانسته است بيش از 25 سال يعني يك عمر كاري كامل به صورت نيمه وقت رياست دانشگاه را عليرغم عقب نگهداشتن دانشگاه به اندازه اي كه ديگر قابل جبران نيست ، با چنگ و دندان نگه دارد.
1 – نخستين كسي كه مي تواند به عنوان جانشين رياست دانشگاه مطرح شود معاون آموزشي است. نگاهي به سير معاونان آموزشي دانشگاه آزاد اروميه نشان ميدهد كه خدابخش اين موضوع را بخوبي ميداند و در اين سمت هرگز و هرگز از كساني استفاده نمي كند كه يك درصد امكان مطرح شدن به عنوان رييس دانشگاه داشته باشند: نخستين معاون آموزشي، يك نيمه وقت به نام دكتر طالبيان از گروه فيزيك دانشگاه دولتي بود. اين شخص ضعيف ترين انتخاب ممكن به شمار ميرفت زيرا كوچكترين تواني در اين زمينه نداشت و نه در گذشته سابقه مديريت داشت و نه در آينده توانست بيش از يك عضو هيات علمي ساده ظاهر شود و هرگز از نظر سوابق و تحركهاي سياسي اجتماعي در سطح معاون دانشجويي يك دانشگاه نبود. ضعف طالبيان آنقدر مشخص بود كه مدت زيادي نتوانست باقي بماند. نفر بعدي زماني انتخاب شد كه داشتن مدرك دكترا از شروط اين مسند قرار گرفت اما رييس واحد مي توانست اگر كسي وجود نداشت از بين دارندگان مدرك كارشناسي ارشد نيز براي اين سمت استفاده كند. در حاليكه در اروميه و در سطح كشور نفرات بسياري بودند كه با داشتن مدرك دكترا و سوابق درخشان مي توانستند انتخاب شوند ، خدابخش در يك پروسه طولاني با تمام توان شخصي را با مدرك كارشناسي ارشد به نام آژير به سمت معاونت آموزشي برگزيد. آژير فردي سالم و پركار و تمام وقت بود اما به دليل نداشتن دكترا هر گز نمي توانست براي رياست دانشگاه مطرح شود. بنابراين خدابخش با خيال راحت تمامي امور دانشگاه از جمله همه وظايف خود را به او سپرده و تنها زمانهايي كه استفاده از سمت رياست براي اختيارات ويژه اي از قبيل استخدامهاي خارج از مقررات، تخفيفهاي نورچشمي ها ، پاداشهاي آنچناني و غيره لازم بود وارد صحنه ميشد.
به تدريج وجود معاون آموزشي با مدرك كارشناسي ارشد مسائلي را در سطح سازما ن مركزي ايجاد كرد و آژير كه وضعيت نابسامان دانشگاه آزاد اروميه وعقب افتادگي مفرط اين واحد را بردوش خود احساس ميكرد اختلافاتي با خدابخش پيدا كرد. خدابخش اعتراضات بحق آژير را تاب نياورد و در صدد حذف او برآمد اما اين بار نمي توانست كسي را با كارشناسي ارشد وارد كار كند او در نظر داشت مصطفي پور يا شهري را كه هردو كارشناس ارشد هستند به اين سمت انتخاب كند اما سازمان مركزي اين اجازه را نيمداد. اين قضيه تا زماني ادامه يافت كه يك گزينه دكترا كه به جز دكترا هيچيك از شرايط رياست دانشگاه را نداشت پيدا شد. دكتر قياسي فارغ التحصيل دكتراي حقوق از تركيه. آقاي دكتر قياسي در عين حال كه فرد پركار، دلسوز و مورد قبولي است، كمترين جايگاه اجتماعي و سابقه سياسي فرهنگي لازم را ندارد و به اين زوديها نمي تواند براي رياست دانشگاه مطرح شود. از سوي ديگر خدابخش هرگز زمينه هاي لازم براي مطرح شدن او را فراهم نكرده و نمي كند.
دومين شخصي كه در بين معاونان دانشگاه داراي مدرك دكتراست . بهنيا معاون پژوهشي است كه بررسي عملكرد او در سمت معاونت پژوهشي و گزارش فعاليت هاي پژوهشي دانشگاه نشان ميدهد كه گويا معاونت پژوهشي ساخته شده است براي اينكه ايشان را به سفرهاي خارج بفرستد و يا هزينه هاي مقالات وتحقيقات شخص ايشان را بپردازد. در تمام دوران معاونت پژوهشي ايشان حتي يك طرح پژوهشي متوسط هم انجام نگرفته است . بررسي هزينه هايي كه صرف حوزه معاونت پژوهشي ميشود با برون ده اين مجموعه نشان ميدهد كه حق الزحمه ها پرداخت ميشوند ، هزينه ها تحميل مي شوند و تنها چيزي كه اضافه ميشود ارتقا معاون پژوهشي و چند نفر محدود ديگر و پر شدن قفسه ها با مجلدهايي كه ديگر باز نخواهند شد.
هيچكدام از ديگر معاونان دكترا ندارند جالب اين است كه روئساي دانشكده ها نيز دكترا ندارند در حاليكه در واحد اروميه اعضاي هيات علمي كه با تحمل مشقات فراوان خود را به دكترا رسانده اند كم نيستند.
معاونت مالي دانشگاه از همان ابتدا سمتي بود كه از خارج از دانشگاه و از بين متنفذين قابل معامله انتخاب ميشده و اين سمت مخصوص كساني است كه بايد در قبال اين پست به هر قيمت از رياست دانشگاه حمايت كنند . پيوند جالبي بين معاون اداري و مالي و رياست دانشگاه برقرار ميشده بدين ترتيب كه با رفتن رييس، قطعا معاون اداري و مالي نيز عوض ميشد بنابراين معاون به دو جهت با تمام توان از رياست حمايت مي نمود. نخست اينكه كسب اين سمت را مديون او بود و دوم اينكه با رفتن رئيس، معاون مالي هم بايد ميرفت. نخستين معاون اداري مالي سرهنگ زكياني بود او كه با امام جمعه ارتباط نزديكي داشت حداقل دو مرتبه از تغيير خدابخش با كمك حسني جلوگيري كرد. بعد از ايشان اسدالله تابع به اين سمت انتخاب شد كه سابقه حضور در مجلس را داشت و مديركل آموزش و پروش نيز شده بود . در انتخاب ايشان علاوه بر موارد فوق موضوع مجموعه سما نيز موثر بود كه قبلا شرح داده شد. معاون سوم جليلي است كه به طريق اولي همه اين موارد در مورد او مصداق دارد. همانگونه كه ملاحظه مي شود همه معاونان مالي دانشگاه از خارج انتخاب شده اند. پديده اي كه در تمامي دانشگاهها منسوخ شده است. آقاي جليلي بازنشسته و قبلا عضو شوراي شهر بود و امروز رئيس شوراي شهر است. سمت هاي متفرقه ديگري هم دارد. باوجود فعاليت هاي مالي دانشگاه در مجموعه جاده سلماس و كار عظيم معاون مالي دانشگاهي كه با شهريه دانشجويان اداره مي شود ايشان وقت زيادي براي د انشگاه ندارند. اما وظيفه اصلي خود يعني حمايت بي چون و چرا از رياست را به خوبي انجام ميدهند. آيا كسي در سازمان مركزي يا مسئولين منطقه اي وجود ندارد كه از خدابخش بپرسد كه چرا نتوانسته است از داخل دانشگاه در طول اين ربع قرن يك نفر را براي معاونت مالي آماده كند؟ قطعا اينطور نيست و در داخل دانشگاه كساني هستند كه خيلي بهتر از خدابخش مديريت ميكنند و خيلي بهتر از جليلي امور مالي انجام ميدهند اما .....
انتخاب روئساي دانشكده ها نيز بسيار جالب و نشاندهنده سياست اينگليسي مديريت است. گرچه در اين بخش به ناچار لازم است كه افشاگري شود اما اين امر ناگزير است .
رياست دانشكده فني به مهندس شهري كارشناس ارشد معماري سپرده شده است براي ايشان در هنگام كار به عنوان مشاور شهردار مشكلي پيش آمد كه پرونده آن در حراست استانداري موجود است. به اين خاطر نيز مدتي از دانشگاه اخراج شدند. يا مصطفي پور كه كارشناس ارشد تربيت بدني است داروهاي افسردگي مصرف مي كند و كلمه اي جز چشم و اطاعت محض از خدابخش از او شنيده نشده است. انگيزه واقعي از اين انتخابها واضح و آشكار است.
اعضاي هيات علمي نيمه وقت:
در ابتداي تاسيس دانشگاه‌آزاد براي تامين اعضاي هيات علمي طرحي به اجرا درآمد كه طي آن از اعضاي هيات علمي موجود به صورت نميه وقت استفاده مي شد. گرچه اين پديده موجب مي شد كه اعضاي هيات علمي به جاي استفاده از فرصتهاي اضافي خود در امر پژوهش، به ماشين تدريس و حق التدريس تبديل شوند اما ضرورت زماني اين خطا را توجيه نمود. خدابخش خود يكي از همين نيمه وقتهاست و 25 سال است كه به همين منوال در دانشگاه‌ آزاد اروميه حكومت ميكند.
اعضاي هيات علمي نيمه وقت كمي بيشتر از نصف تمام وقتها دريافتي دارند و ساعات موظفي آنان نيز به همين ترتيب است. متوسط دريافتي اين اساتيد در واحد اروميه ماهيانه حداقل شش ميليون ريال است. تعداد اين افراد حدودا پنجاه نفر است. يعني در حدود سي ميليون تومان در ماه و سيصدو شصت ميليون تومان در سال . بدون حتي يك مورد استثنا دانشگاه ميتواند از همين نيروها و يا نيروهاي فراوان ديگر به صورت حق التدريس استفاده نمايد.
- در شيوه حق التدريس اساتيد سعي مي كنند بهتر تدريس كنند تا در ترم هاي ديگر نيز از وجود آنها استفاده شود. و اين خود يك رقابت مثبت ايجاد مي كند.
- دانشگاه در هر ترم مي تواند از اساتيد متقاضي بهترين ها را انتخاب كند
در يك محاسبه ساده مي توان تعيين نمود كه استخدام نيمه وقت و باقي نگه داشتن اين گروه در ليست حقوقهاي آخرماه چقدر موجبات ضرر مالي و حيف و ميل مي شود. نيمه وقت ها در طول تابستان هم حقوق دريافت مي كنند و اگر به اندازه كافي واحد براي پر كردن ساعات موظفي آنها وجود نداشت بايد به هر ترتيبي مانند تقسيم دانشجويان واحدسازي شود كه موجب به هم خوردن برنامه گروه هاي آموزشي مي شود . در غير اينصورت نيز تغييري در حقوق دريافتي آنها به وجود نخواهد آمد. از سوي ديگر دانشگاه آزاد محل دوم استخدامي اعضاي نيمه وقت است و به همين دليل طبيعي است كه اولويت را به محل اصلي خود قائلند.
ساليانه حداقل سيصدوشصت ميليون تومان براي حقوق نيمه وقت ها هزينه مي شود. اين مقدار براي حداكثر 12800 ساعت تدريس پرداخت مي شود. اگر قويترين اساتيد را با بيشترين حق التدريس براي اين كار استخدام كنيم حداكثر 128 ميليون تومان هزينه خواهد داشت. با اين حساب ساده در ابقاي بي مورد نيمه وقت ها ساليانه 232 ميليون تومان از شهريه هاي دانشجويان هدر ميرود.
انگيزه استفاده از نيمه وقتها: بيشتر قراردادهاي استخدام نيمه وقت در واقع نوعي معامله بر سر حفظ خدابخش و يا روابطي از اين قبيل است. مثلا تعدادي از قضات و مسئولين وقت دادگستري ، هنگامي كه انبوه چكهاي بلامحل هزينه هاي انتخاباتي خدابخش در انتخابات مجلس اردبيل تبديل به پرونده هاي قضايي شده بود جذب دانشگاه شده اند.
نمونه هايي از اعضاي هيات علمي نيمه وقت:محمد كاشف. اين شخص از زماني كه ليسانس داشت همكاري خود را در دانشگاه‌ آزاد شروع كرد. همكاري وي با دانشگاه از همان ابتداي تشكيل دانشگاه شروع شد. وجود ايشان در پيشرفت و توسعه كمي و كيفي دانشگاه كوچكترين تاثيري نداشته اما از حاميان سرسخت خدابخش است و هر موقع كه زمزمه تعويض خدابخش به ميان آمده با استفاده از نفوذ خود در حفظ او مي كوشد . در قبال اين حمايت بي چون و چرا ، ساليان سال است كه از حقوق نيمه وقت استفاده ميكند. جالب اينجاست كه وي حتي زماني كه با هزينه دولت و بدون كنكور در حال تحصيل دكتري بود عليرغم منع قانوني ، در استخدام نيمه وقت قرار داشته و همچنان بدون وقفه حقوق مربوطه را دريافت مي كرد . در حالي كه در دانشگاه دولتي اروميه چندين دكتر ديگر هستند كه مي توانند واحدهاي وي را به صورت حق التدريس ارائه كنند . اصولا آنگونه كه مدير گروه تربيت بدني مي گويد، واحدهاي ارائه شده توسط كاشف در سطح ابتدايي است و تقريبا همه اعضاي هيات علمي تمام وقت موجود توان ارائه اين دروس را دارند. كاشف از جمله كساني است كه از چندين محل دولتي و غير دولتي آويزان بوده و با حضور يا عدم حضور ، حقوق دريافت مي كند. به همين دليل فردي بسيار پرمشغله است . حاصل اين مشغله اين بود كه در نتيجه غفلت و تقصير مسلم وي يكي از دانشجويان رشته تربيت بدني كه تنها فرزند و اميد يك خانواده روستايي در اطراف روستاي كشاورز بود در كلاس شناي ايشان غرق شد و متاسفانه با سوء استفاده از پيري و عدم توان و آگاهي والدين اين دانشجو در احقاق حق خود و حمايت خدابخش، خانواده اي به عزا نشست و آب از آب تكان نخورد و همچنان حقوق نيمه وقت برقرار ماند. البته ما مصمم هستيم اين پرونده را زنده كنيم كه وظيفه الهي ماست .
منصوري : ساعات تدريس ايشان در طول ترم براي هر واحد تاكنون از پنج ساعت تجاوز نكرده است.يعني به جاي 32 ساعت براي يك درس دو واحده حداكثر 5 ساعت تدريس مي كند . نوع تدريس و طرز برخورد وي آنقدر سبك و سخيف است كه زبانزد دانشجويان بوده و بدون استثنا در هر ترم اعتراضاتي را در پي دارد اما شديدا مورد حمايت خدابخش مي باشد.
بازنشستگان دانشگاههاي دولتي :
تعدادي از اعضاي هيات علمي دانشگاههاي دولتي اروميه پس از پايان دوران كاري و بازنشستگي به استخدام تمام وقت دانشگاه‌ آزاد اروميه درآمده اند و بعضا عليرغم كهولت سن و سپري شدن دوران علمي و استعداد بدني مسئوليت هايي هم در دانشگاه گرفته اند. اين افراد حداكثر حقوق را دريافت مي كنند در حاليكه همواره داوطلباني با مدرك بالا و علم روز وجود داشته و در به در در جستجوي كارند . تمامي اين افراد در سايه ارتباط دوستي و يا روابط با مراكز قدرت از اين موهبت برخوردار شده اند. شخصي مانند دكتر علومي كه پس از دريافت شصت ميليون تومان پاداش پايان خدمت از دانشگاه دولتي و برخورداري از حقوق كامل بازنشستگي در حاليكه حتي حوصله يك پاسخ دو دقيقه اي به سئوال دانشجو ندارد و از علم روز برخوردار نيست به استخدام تمام وقت دانشگاه آزاد در آمده و به وسيله خدابخش در چند مسند ديگر دانشگاه مسئوليت پذيرفته و حق الزحمه دريافت مي كند.
هماهنگي تحسين برانگيز با حراست
ذكر اتفاق جالبي كه اخيرا به وقوع پيوسته نشاندهنده وضعيت حراست دانشگاه است. هفته پيش مسابقات تكواندو برگزار شد. بودجه اختصاص يافته به صورت تنخواه دراختيار مدير فوق برنامه ورزشي دانشگاه قرار گرفت . ايشان يكي از اعضاي هيات علمي دانشگاه هستند كه بدون رعايت تشريفات قانوني و با دستور خدابخش استخدام شده اند و از اقوام قريشي روحاني برجسته شهر مي باشند. در مورد نحوه تدريس ، ساعات تدريس ، غيبتهاي مكرر براي رفتن به ماموريت ، فوق العاده هاي دريافتي، فاكتورهاي تحويلي ، هزينه هاي مسافرت از جمله خورد و خوراك و موارد جزيي از اين قبيل هميشه نكات مشكوك فراوان مطرح بوده است اما در مسابقات اخير كار به جايي رسيد كه مدير فوق برنامه در ليست حق الزحمه ها اسامي برخي از اعضاي گروه را نوشته و به جاي آنها امضا مي زند و مبلغ مربوطه را برميدارد. موضوع به گوش مسئول حراست ميرسد. مدير حراست ابتدا از كسانيكه كه به نام آنها مبالغي دريافت كرده اند بازجويي ميكند و معلوم ميشود كه آنان از موضوع بيخبرند و در اين مورد از آنان نوشته اي دريافت ميكند. سپس مدير فوق برنامه را فرا مي خواند و افتضاحي را كه به بار آورده تذكر ميدهد. مدير فوق برنامه ابتدا با تماس با تعدادي از كسانيكه به نام آنها پول برداشته سعي ميكند موضوع را سمبل كند اما وقتي متوجه مي شود كه نوشته داده اند ، مستقيما با مسئول حراست مسئله را حل مي كند بدين ترتيب كه ليست جديد تهيه و اين بار براي مسئول حراست هم حق الزحمه اي مي نويسد. تا بدينوسيله امور اصلاح شوند.
فرار مغزها: مدتي است كه خدابخش در مصاحبه هاي مختلف از اينكه به عنوان يكي از مغزهاي اساسي اين كشور است و مبتلا به پديده فرار مغزها نشده سخن ميگويد و بار منت سنگين اين عنايت را بر دوش مردم اين سرزمين ميگذارد. خلاصه كلام او اين است كه عليرغم وجود پديده فرار مغزها كه در ايران بي صاحب شيوع پيدا كرده هرگز ايران را ترك نخواهد كرد!!! اگر در تمام دوران كاري خدابخش حتي يك مركز كارداني در تمام دنيا از او براي تدريس دعوت كرده بود يقينا خدابخش خبر آن رادر همان رسانه هاي مصاحبه كننده پخش ميكرد.
نخستين حامي خدابخش مرحوم عطايي همشهري او بود كه موجب انتخاب خدابخش به رياست دانشگاه شد. زماني زير چتر قريشي بودند، زمان ديگري به حسني چسبيدند و اين روند همچنان ادامه يافت كه امروز چتر حمايت جهانگيرزاده بر سر خدابخش قرار گرفته است.
آقاي جهانگيرزاده ، حمايت شما از خدابخش براي ما واقعا دردآور است. در شان شما نيست كه به پاس پاسخهاي مثبت به نامه هايتان از اين سوء مديريت تاريخي حمايت كنيد. رياست بر تمام دنيا در تمام طول تاريخ آنقدر ارزش ندارد كه حق قريب هشت هزار دانشجوي جوان و والدين آنها را به مدت چهار سال به صورت مستمر و روزانه به جان بخريد. اگر روابط دوستانه ، تحفه ها، معامله ها ، فرهنگ غلط دوري از اعتراض ، ترس و مديريت اينگليسي ،‌ وضعيت فعلي را به بار آورده است، اين چند روز دنيا خيلي زود پايان يافته و اين قافله عمر به منزل خواهد رسيد. اي كاش بدانيم كه در اين منزل چه چيزي منتظر ماست .
و سخني با تو اي دانشجوي مستعمره دانشگا ه آزاد از اسلام اروميه :
- هرگز از اينكه حق خود را در قبال شهريه اي كه پرداخت ميكنيد بخواهيد ، نهراسيد . همه دانشگاه آزاد مزدبگير شماست . و در واقع شما كارفرما و تمام دانشگاه آزاد كارگر شماست . اين هم از عجايب روزگار است كه كارگر كارفرما را استثمار ميكند. مقام شما بسيار رفيع تر از آن است كه مسئولين دانشگاه در معادلات خود شما را به حساب نياورند. شما دختران و پسران دانشجو كه والدين شما و يا خودتان شهريه سنگين دانشگاه را با هزار مصيبت فراهم مي كنيد به چيزي كه در قبال پولي كه مي پردازيد بايد بگيريد كمي توجه كنيد. كمي بدون تعارف صحبت كنيم، گرچه بعضي از شما به اقتضاي شرايط سني و اجتماعي توجه خود را معطوف يگديگر كرده ايد و گاها تحصيل علم را فداي ارتباطات زودگذر دوران جواني ميكنيد. بدانيد كه همين وضعيت هم به عمد براي شما طراحي شده است تا مديران نا لايق از اين غفلت شما استفاده كنند و چند صباحي بيشتر خود را در ناز و نعمت قدرت نگه دارند. شما در چند مورد اعتراض كرديد كه متاسفانه بيشتر آنها از سلف سرويس شروع شده است. اما همين اعتراض شما هم خدابخش را به روزي انداخت كه با پاهاي لرزان و سخنان بريده بريده در جلسه شما حاضر شد و هر چه گفتيد اعم از قانوني و غير قانوي پذيرفت و تا وضعيت آرام نشده بود به همه آنها عمل كرد.


 
بازگشت

 






info[at]irHistory.ir Copyright All right Reserved